عوامل متعددی باعث بروز خشونت علیه زنان و توهین و تحقیر جنسیتی می شود. شاید برخی از این خشونت ها در عصر حاضر به دلیل مشارکت اجتماعی چشمگیر زنان در دهه های گذشته باشد. عبور از تحدیدهایی که سال ها بر سر زنان سایه افکنده است امروز باعث خشونت نسبت به زنان شده است اما کدام یک از این تحدیدها در بروز خشونت موثرتر است؟

فرهنگیان پرس؛ مهدیه سادات شاهمرادی: وقتی صحبت از توهین به زنان می شود معمولا ذهن ما انگشت اتهام را به سوی تفکر مردسالارانه ای نشانه می گیرد که قرن هاست بر این محدوده جغرافیایی سایه افکنده است.

با آنکه ممکن است این تفکر مردسالارانه یکی از عوامل مهم در تبعیض جنسیتی و توهین به زنان باشد اماعوامل متعدد دیگری نیز بر این موضوع اثر گذاشته است.

حسین فرش فروش، روانشناس اجتماعی یکی از کسانی است که در این مورد مقالاتی را منتشر کرده است. او معتقد است که هر موضوعی تحت پنج تحدید روانشناختی قرار می‌گیرد و مساله توهین به زنان نیز متاثر از این پنج تحدید است.

 

مشارکت اجتماعی زنان تهدیدی برای مشارکت خانوادگی

به اعتقاد او زمانی که مشارکت اجتماعی خانم‌ها زیاد می‌شود، مشارکت خانوادگی‌شان کاهش می‌یابد. این امر از مسأله آشپزی و قرمه سبزی گرفته تا مسائل جنسی را تحت شعاع خود قرار می‌دهد و خشمی را در مردان برمی‌انگیزاند که باعث می‌شود رفتارها و حالات ناخوشایندی را در خانواده و جامعه مشاهده کنیم؛ نظیر اینکه مرد به همسر خود اجازه کار کردن ندهد.

از سوی دیگر باوجود اینکه خانم‌ها از نظر پزشکی مقاوم‌تر هستند زودتر بیمار می‌شوند و بیماری‌های آنها خانواده را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. نکته دیگر این است که برخی زنان طی مشارکت اجتماعی خود از فرزندان خود تا حد زیادی غافل می‌شوند و به آنها کمتر رسیدگی می‌کنند. حتی گاهی از مردان به‌عنوان سرویس بچه استفاده می‌کنند و مردان با دیدن آلاخون و والاخون بودن فرزندان خود و بی سر و سامانی شرایط خانه احساس نارضایتی کنند.

 

من از تو بهترم

فرش فروش تحدید دوم را مرتبط با امر شناختی می داند. به گفته او فکر خانم‌ها قوی‌تر و بهتر از آقایان است و  وقتی مشارکت اجتماعی می‌کنند برای خود این حق را قائل می‌شوند که افکار خود را به بقیه تحمیل کنند. اینجاست که داستان “من می‌دانم، تو نمی‌دانی” آغاز می‌شود و این چیزی نیست که مردان به‌راحتی آنرا تاب آورند.

تحصیلات یکی دیگر از جنبه‌های شناختی این داستان است. زنان با مشارکت اجتماعی لاجرم تلاش می‌کنند تحصیلات خودرا بالا برند و این نیز عامل دیگری برای “منم منم” می‌شود.

 

ارتباطات اجتماعی فراخانوادگی

بحث اجتماعی هم موضوع قابل تاملی است. همانگونه که مردان مجبور هستند به‌خاطر بیرون بودن از خانه ارتباطات دیگری داشته باشند، خانم‌ها نیز در فرآیند مشارکت اجتماعی خود ارتباطات گسترده‌ای ایجاد می‌کنند و بگو بخندهایی می‌کنند که چندان به مذاق مردان خوش نمی‌آید. مردان به‌رغم اینکه خود در ارتباطات اجتماعی شرکت می‌کنند تمایل ندارند همسرشان با مرد دیگری بخندد. به‌همین خاطر تنش ایجاد می‌شود و توهین صورت می‌گیرد.

جنبه دیگر اجتماعی مشارکت زنان به وقتی برمی‌گردد که پست و رتبه زنان بالاتر از مردان می‌رود. این امر می‌تواند آثار مخربی را بر روابط میان آنها تحمیل کند.

نکته دیگر از منظر اجتماعی، وجود نحله‌ها، نهضت‌ها یا مکاتب فکری است که بر رفتارها تأثیر می‌گذارد. مکتب فمینیسم از دهه ۱۹۶۰ میلادی در کشورهای غربی پیدا شد و در دهه ۱۹۸۰ به اوج خود رسید. بالطبع این مکتب به کشور ما نیز نفوذ کرده و موجب شده خانم‌ها با تفکر فمینیستی در برابر آقایان قد علم کنند.

 

فرصت برای «دوستت دارم» گفتن کم است

به مسأله تحقیر زنان در جامعه و خانواده از جنبه هیجانی و عاطفی نیز می‌توان نگریست. همانگونه که خانم‌ها نیازهای عاطفی خاصی دارند، آقایان نیز نیازهای عاطفی مخصوص به خود را دارند. زمانی که یک زن مشارکت اجتماعی می‌کند یک دسته از نیازهای عاطفی همسر وی سرکوب می‌شود؛ چرا که زن وقت و حوصله کمتری را برای وی می‌گذارد. کمک به بالا رفتن اعتماد به نفس همسر، کم کردن هیجانات منفی وی و در نظر گرفتن برخی علایق او از این قبیل است. من مراجعه‌کننده‌ای داشتم که می‌گفت یک مشکل حاد با همسرش دارد و آن این است که در طول ۲۰ سال زندگی مشترک تنها او عبارت “دوستت دارم” را خطاب به همسرش به کار می‌برد و او در پاسخ تنها می‌گوید: “من هم همینطور”. این امر برای وی به یک بحران تبدیل شده بود و می‌گفت الان یک سال است که من نیز این عبارت را به کار نمی‌برم و قضیه دوطرفه شده است. این اتفاقات سبب طلاق عاطفی می‌شود.

 

پرخاش برعلیه درخشش زنان

نکته دیگر وجود انگیزه‌های مختلفی است که زن و مرد دارند. ما ۴ انگیزه اجتماعی داریم: پیوند، صمیمیت، پیشرفت و تسلط. زمانی که زنان در اجتماع حضور پیدا می‌کنند انگیزه پیشرفت و تسلط در آنها گل می‌کند و تمایل دارند در خانه و جاهای دیگر “چشم” بشنوند. این رفتار موجب می‌شود مردان نسبت به آنان حالت پرخاش پیدا کنند.

 

تفکر طالبانی در برابر پیشرفت زنان

محور دیگری که تمام رفتارها و نواقص اجتماعی را می‌توان از منظر آن بررسی کرد محور معنوی یا ایدئولوژیکی است. اینجا آقایان به خود اجازه توهین و پرخاش می‌دهند. تندروی‌های مذهبی و افکار طالبانی باعث می‌شود مردان مانع مشارکت اجتماعی زنان شوند؛ چراکه تصور می‌کنند زن نباید از حجاب ـ چه از قالب چادر و چاقچور و چه از محیط خانه ـ خارج شود. درحالی که در تعالیم ثقلین ـ چه قرآن، چه احادیث و چه داستان زندگی انسان‌های متعالی ـ خلاف این دیده می‌شود. انسان‌های متعالی به مقام زن اهمیت خاصی می‌دهند. اساسا در قرآن زن به‌عنوان عامل آرامش زن معرفی می‌شود و از مقام بالایی برخوردار است. هیچ‌گاه در رفتار پیغمبر اسلام و امام علی (ع) با زنان پرخاشگری دیده نشده و توصیه نشده است.

از دیدگاه این روان شناس عامل مهم دیگری هم باعث به‌هم ریختگی فرهنگ ایرانیان شده است. اتاق فکرها و شبکه‌های ماهواره‌ای کسانی را علم می‌کنند و تبلیغ می‌کنند و این باعث الگوگیری زنان ما از آنها می‌شود و در مردان ایجاد خشم می‌کند.

از طرف دیگر این روزها توهین زنان به مردان هم زیاد دیده می شود. هریک از آحاد جامعه پژواک رفتاری دارند. هرچه انجام دهی به سرت می‌آید. خانم‌ها هم به آقایان توهین می‌کنند و این مسأله ای یکطرفه نیست. البته خانم‌ها در قالب زنانه خود توهین و پرخاش می‌کنند و مردان با ادبیات و لحن مردانه خود.

در پایان بایستی به تفاوت میان تحدید و تهدید اشاره کنیم: تهدید اصطلاحی است که در مدیریت راهبردی از آن زیاد بحث می شود بطوریکه معمولا می شنویم که باید تهدید را بدل به فرصت کرد ولی تحدید به معنای محدود کردن و مانع شدن است که باید به رفع آن کوشید و مانع را از سر راه برداشت. این دو واژه اشتراکات و افتراقاتی دارند و تفکیک بین آن دو نیاز به دقت دارد.

  • نویسنده : مهدیه سادات شاهمرادی