غالب مردم صدمات ناشی از اسیدپاشی را مانند دیگر صدمات و سوختگی‌ها می‌دانند؛ اما زمانی معضلات و مشکلات این بزه و نواقص قانون جدید رخ‌می‌نماید که به عنوان وکیل قصد دفاع از شاکی یا بزه‌دیده را داشته باشید. اما واقعاً چنین نیست زیرا اسیدپاشی از خوی پلید و خطرناک بودن بزهکار حکایت می‌کند و افزایش […]

غالب مردم صدمات ناشی از اسیدپاشی را مانند دیگر صدمات و سوختگی‌ها می‌دانند؛ اما زمانی معضلات و مشکلات این بزه و نواقص قانون جدید رخ‌می‌نماید که به عنوان وکیل قصد دفاع از شاکی یا بزه‌دیده را داشته باشید.

اما واقعاً چنین نیست زیرا اسیدپاشی از خوی پلید و خطرناک بودن بزهکار حکایت می‌کند و افزایش و تشدید مجازات آن امری منطقی و معقول است و غالب بزه‌دیدگان هم خواهان قصاص بزهکار هستند که تحقق این مجازات تا حدودی دور از دسترس بوده که با تصویب قانون جدید می‌توان تا حدودی به قصاص اسیدپاش و یا برخورد جدی مجریان قانون امیدوار بود.

قانون سابق مربوط به حدود ۶۰ سال قبل است و کافی به مقصود نیست؛ زیرا قلّت مجازات آن موجب بازدارندگی اسیدپاشی نبوده است؛ اما چه در قانون سابق و چه در قانون جدید بحث بسیار مهم جبران ضرر و زیان معنوی و از کارافتادگی بزه‌دیده مورد فراموشی واقع شده است. حتی در یک مورد عینی که اخیراً دفاع از یک جوان بزه‌دیده اسیدپاشی را قبول کرده بودم دادگاه کیفری در یک استدلال عجیب دعوی بزه‌دیده برای پرداخت ضرر و زیان معنوی و خسارات مربوط به ایام از کارافتادگی و هزینه‌های درمانی را مردود اعلام نموده بود و از نظر آن دادگاه صرف پرداخت مبلغ بسیار ناچیزی به عنوان دیه کلیه خسارات معنوی و از کارافتادگی بزه‌دیده را جُبران می‌کند. این گونه استدلال در آراء قضایی به وضوح به معنای حمایت از اسیدپاش است و موجبات تجرّی او را فراهم می‌سازد. اگر اسیدپاش از سنگین‌بودن مجازات عمل خود اطلاع داشته باشد احتمال مبادرت به آن کاهش خواهد یافت و بدون تردید افزایش مجازات این بزه اثر بازدارندگی دارد.

  • نویسنده : عثمان مزین/ وکیل
  • منبع خبر : فرهنگیان پرس